1ای قوم من، به تعاليم من گوش دهيد و به آنچه میگويم توجه نماييد.
2میخواهم با آوردن مثل به شرح مطالبی بپردازم كه از قديم همچنان پوشيده مانده است.
3میخواهم آنچه را از نياكان خود شنيدهام تعريف كنم.
4اينها را بايد تعريف كنيم و مخفی نسازيم تا فرزندان ما نيز بدانند كه خداوند با قدرت خود چه كارهای شگفتانگيز و تحسين برانگيز انجام داده است.
5خدا احكام و دستورات خود را به قوم اسرائيل داد و به ايشان امر فرمود كه آنها را به فرزندانشان بياموزند
6و فرزندان ايشان نيز به نوبۀ خود آن احكام را به فرزندان خود تعليم دهند و به اين ترتيب هر نسلی با احكام و دستورات خدا آشنا گردند.
7بنابراين آنها ياد میگيرند كه بر خدا توكل نمايند و كارهايی را كه او برای نياكانشان انجام داده است، فراموش نكنند و پيوسته مطيع دستوراتش باشند.
8درنتيجه آنها مانند نياكان خود مردمی سركش و ياغی نخواهند شد كه ايمانی سست و ناپايدار داشتند و نسبت به خدا وفادار نبودند.
9افراد قبيلهٔ افرايم كه به تير و كمان مجهز بودند و در تيراندازی مهارت خاص داشتند، هنگام جنگ پا به فرار نهادند.
10آنان پيمان خود را كه با خدا بسته بودند، شكستند و نخواستند مطابق دستورات او زندگی كنند.
11كارها و معجزات او را كه برای ايشان و نياكانشان در مصر انجام داده بود، فراموش كردند.
12
13خدا دريای سرخ را شكافت و آبها را مانند ديوار برپا نگه داشت تا ايشان از آن عبور كنند.
14بنیاسرائيل را در روز بوسيلۀ ستون ابر راهنمايی میكرد و در شب توسط روشنايی آتش!
15در بيابان صخرهها را شكافت و برای آنها آب فراهم آورد.
16بلی، از صخره چشمههای آب جاری ساخت!
17ولی با وجود اين، ايشان بار ديگر نسبت به خدای متعال گناه ورزيدند و در صحرا از فرمان او سر پيچيدند.
18آنها خدا را امتحان كردند و از او خوراک خواستند.
19حتی بر ضد خدا حرف زدند و گفتند: «آيا خدا میتواند در اين بيابان برای ما خوراک تهيه كند؟
20درست است كه او از صخره آب بيرون آورد و بر زمين جاری ساخت، ولی آيا میتواند نان و گوشت را نيز برای قوم خود فراهم كند؟»
21خداوند چون اين را شنيد غضبناک شد و آتش خشم او عليه اسرائيل شعلهور گردد.
22آنها ايمان نداشتند كه خدا قادر است احتياج آنها را برآورد.
23با وجود اين، خدا درهای آسمان را گشود
24و نان آسمانی را برای ايشان بارانيد تا بخورند و سير شوند.
25بلی، آنها خوراک فرشتگان را خوردند و تا آنجا كه میتوانستند بخورند خدا به ايشان عطا فرمود.
26سپس با قدرت الهی خود، بادهای شرقی و جنوبی را فرستاد
27تا پرندگان بیشماری همچون شنهای ساحل دريا برای قوم او بياورند.
28پرندگان در اردوی اسرائيل، اطراف خيمهها فرود آمدند.
29پس خوردند و سير شدند؛ آنچه را كه خواستند خدا به ايشان داد.
30اما هنوز غذا در دهانشان بود كه غضب خدا بر ايشان افروخته شد و شجاعان و جوانان اسرائيل را كشت، زيرا از حرص خود دست نكشيدند.
31
32با وجود اين همه معجزات، بنیاسرائيل باز نسبت به خدا گناه كردند و به كارهای شگفتانگيز او ايمان نياوردند.
33بنابراين خدا نيز كاری كرد كه آنها روزهايشان را در بيابان تلف كنند و عمرشان را با ترس و لرز بگذرانند.
34هنگامی كه خدا عدهای از آنان را كشت بقيه توبه كرده، بسوی او بازگشت نمودند
35و بياد آوردند كه خدای متعال پناهگاه و پشتيبان ايشان است.
36اما توبۀ آنها از صميم قلب نبود؛ آنها به خدا دروغ گفتند.
37دل بنیاسرائيل از خدا دور بود و آنها نسبت به عهد او وفادار نماندند.
38اما خدا باز بر آنها ترحم فرموده، گناه ايشان را بخشيد و آنها را از بين نبرد. بارها غضب خود را از بنیاسرائيل برگردانيد،
39زيرا میدانست كه ايشان بشر فانی هستند و عمرشان دمی بيش نيست.
40بنیاسرائيل در بيابان چندين مرتبه سر از فرمان خداوند پيچيدند و او را رنجاندند.
41بارها خدای مقدس اسرائيل را امتحان كردند و به او بیحرمتی نمودند.
42قدرت عظيم او را فراموش كردند و روزی را كه او ايشان را از دست دشمن رهانيده بود بياد نياوردند.
43بلاهايی را كه او در منطقۀ صوعن بر مصريها نازل كرده بود، فراموش كردند.
44در آن زمان خدا آبهای مصر را به خون تبديل نمود تا مصريها نتوانند از آن بنوشند.
45انواع پشهها را به ميان مصريها فرستاد تا آنها را بگزند. خانههای آنها را پر از قورباغه كرد.
46محصولات و مزارع ايشان را بوسيلۀ كرم و ملخ از بين برد.
47تاكستانها و درختان انجيرشان را با تگرگهای درشت خراب كرد.
48رمهها و گلههايشان را با رعد و برق و تگرگ تلف كرد.
49او آتش خشم خود را همچون اجل معلق به جان ايشان فرستاد.
50او غضب خود را از ايشان باز نداشت بلكه بلايی فرستاد و جان آنها را گرفت.
51همۀ پسران نخستزادۀ مصری را كشت.
52آنگاه بنیاسرائيل را از مصر بيرون آورد و آنها را همچون گلۀ گوسفند به بيابان هدايت كرد.
53ايشان را به راههای امن و بیخطر راهنمايی كرد تا نترسند؛ اما دشمنان آنها در دريای سرخ غرق شدند.
54سرانجام خدا اجداد ما را به اين سرزمين مقدس آورد، يعنی همين كوهستانی كه با دست توانای خود آن را تسخير نمود.
55ساكنان اين سرزمين را از برابر ايشان بيرون راند؛ سرزمين موعود را بين قبايل اسرائيل تقسيم نمود و به آنها اجازه داد كه در خانههای آنجا سكونت گزينند.
56اما با اين همه، خدای متعال را امتحان كردند و از فرمان او سرپيچيدند و دستوراتش را اجرا نكردند.
57مانند اجداد خود از خدا روی برتافتند و به او خيانت كردند و همچون كمانی كج غير قابل اعتماد شدند.
58بتكدهها ساختند و به پرستش بتها پرداختند و به اين وسيله خشم خداوند را برانگيختند.
59وقتی او چنين بیوفايی از اسرائيل ديد، بسيار غضبناک گرديد و آنها را بكلی طرد كرد.
60خيمۀ عبادت را كه در شيلوه برپا ساخته بود ترک كرد
61و صندوق مقدس را كه مظهر قدرت و حضورش در بين اسرائيل بود، بدست دشمن سپرد.
62بر قوم برگزيدۀ خويش غضبناک گرديد و آنها را به دم شمشير دشمنان سپرد.
63جوانانشان در آتش جنگ سوختند و دخترانشان لباس عروسی بر تن نكردند.
64پيشوايان دينی آنها بدم شمشير جان سپردند و اجل به زنهايشان مجال نداد تا برای آنها سوگواری كنند.
65سرانجام خداوند همچون كسی كه از خواب بيدار شود، و مانند شخص نيرومندی كه از باده سرخوش گردد، به ياری اسرائيل برخاست.
66دشمنان قوم خود را شكست داده، آنها را برای هميشه رسوا ساخت.
67او فرزندان يوسف و قبيلۀ افرايم را طرد نمود
68اما قبيلۀ يهودا و كوه صهيون را كه از قبل دوست داشت، برگزيد.
69در آنجا خانۀ مقدس خود را مانند كوههای محكم و پابرجای دنيا، جاودانه برپا نمود.
70سپس خدمتگزار خود داود را كه گوسفندان پدرش را میچرانيد، برگزيد.
71او را از چوپانی گرفت و به پادشاهی اسرائيل نصب نمود.
72داود با صميم قلب از اسرائيل مراقبت نمود و با مهارت كامل ايشان را رهبری كرد.