1داوند به موسی فرمود: «از مديانيها بدليل ينكه قوم اسرائيل را به بتپرستی كشاندند انتقام بگير. پس از آن، تو خواهی مرد و به اجداد خود خواهی پيوست.»
2
3پس موسی به قوم اسرائيل گفت: «عدهای از شما بايد مسلح شويد تا انتقام خداوند را از مديانيها بگيريد.
4از هر قبيله هزار نفر برای جنگ بفرستيد.» اين كار انجام شد و از ميان هزاران هزار اسرائيلی، موسی دوازده هزار مرد مسلح به جنگ فرستاد. صندوق عهد خداوند و شيپورهای جنگ نيز همراه فينحاس پسر العازار كاهن به ميدان جنگ فرستاده شد.
5
6
7تمامی مردان مديان در جنگ كشته شدند.
8پنج پادشاه مديان به نامهای اَوی، راقم، صور، حور و رابع در ميان كشتهشدگان بودند. بلعام پسر بعور نيز كشته شد.
9آنوقت سپاه اسرائيل تمام زنان و بچهها را به اسيری گرفته، گلهها و رمهها و اموالشان را غارت كردند. سپس همۀ شهرها، روستاها و قلعههای مديان را آتش زدند.
10
11
12آنها اسيران و غنايم جنگی را پيش موسی و العازار كاهن و بقيۀ قوم اسرائيل آوردند كه در دشت موآب كنار رود اردن، روبروی شهر اريحا اردو زده بودند.
13موسی و العازار كاهن و همهٔ رهبران قوم به استقبال سپاه اسرائيل رفتند،
14ولی موسی بر فرماندهان سپاه خشمگين شد
15و از آنها پرسيد: «چرا زنها را زنده گذاردهايد؟
16اينها همان كسانی هستند كه نصيحت بلعام را گوش كردند و قوم اسرائيل را در فغور به بتپرستی كشاندند و قوم ما را دچار بلا كردند.
17پس تمامی پسران و زنان شوهردار را بكشيد.
18فقط دخترهای باكره را برای خود زنده نگهداريد.
19حال، هر كدام از شما كه كسی را كشته يا كشتهای را لمس كرده، مدت هفت روز از اردوگاه بيرون بماند. بعد در روزهای سوم و هفتم، خود و اسيرانتان را طاهر سازيد.
20همچنين به ياد داشته باشيد كه همۀ لباسهای خود و هر چه را كه از چرم، پشم بز و چوب ساخته شده، طاهر سازيد.»
21آنگاه العازار كاهن به مردانی كه به جنگ رفته بودند گفت: «قانونی كه خداوند به موسی داده چنين است:
22طلا، نقره، مفرغ، آهن، روی، سرب و يا هر چيز ديگری را كه در آتش نمیسوزد، بايد از آتش بگذرانيد و با آب طهارت، آن را طاهر سازيد. ولی هر چيزی كه در آتش میسوزد، بايد فقط بوسيلۀ آب طاهر گردد.
23
24روز هفتم بايد لباسهای خود را شسته، طاهر شويد و پس از آن به اردوگاه بازگرديد.»
25خداوند به موسی فرمود:
26«تو و العازار كاهن و رهبران قبايل اسرائيل بايد از تمام غنايم جنگی، چه انسان و چه حيواناتی كه آوردهايد، صورت برداری كنيد.
27بعد آنها را به دو قسمت تقسيم كنيد. نصف آن را به سپاهيانی بدهيد كه به جنگ رفتهاند و نصف ديگر را به بقيۀ قوم اسرائيل.
28از همۀ اسيران، گاوها، الاغها و گوسفندهايی كه به سپاهيان تعلق میگيرد، يک در پانصد سهم خداوند است.
29اين سهم را به العازار كاهن بدهيد تا آن را بعنوان هديۀ مخصوص به خداوند تقديم نمايد.
30همچنين از تمامی اسيران، گاوها، الاغها و گوسفندهايی كه به قوم اسرائيل داده شده است يک در پنجاه بگيريد و آن را به لاویهايی كه مسئول خيمۀ عبادت هستند بدهيد.»
31پس موسی و العازار همانطور كه خداوند دستور داده بود عمل كردند.
32همۀ غنايم (غير از جواهرات، لباسها و چيزهای ديگری كه سربازان برای خود نگهداشته بودند) 32٬000 دختر باكره، 675٬000 گوسفند، 72٬000 گاو و 61٬000 الاغ بود.
33
34
35
36نصف كل غنيمت، كه به سپاهيان داده شد، از اين قرار بود: 16٬000 دختر (32 دختر به خداوند داده شد)، 337٬500 رأس گوسفند (675 رأس از آن به خداوند داده شد)، 36٬000 رأس گاو (72 رأس از آن به خداوند داده شد)، 30٬500 رأس الاغ (61 رأس از آن به خداوند داده شد).
37
38
39
40
41همانطور كه خداوند به موسی امر كرده بود، تمامی سهم خداوند به العازار كاهن داده شد.
42سهم بقيهٔ قوم اسرائيل با سهم سپاهيان برابر و از اين قرار بود: 16٬000 دختر، 337٬500 رأس گوسفند، 36٬000 رأس گاو، 30٬500 رأس الاغ.
43
44
45
46
47طبق اوامر خداوند، موسی يک در پنجاه از اينها را به لاویها داد.
48بعد فرماندهان سپاه پيش موسی آمده، گفتند: «ما تمام افرادی را كه به جنگ رفته بودند شمردهايم. حتی يک نفر از ما كشته نشده است.
49
50بنابراين از زيورهای طلا، بازوبندها، دستبندها، انگشترها، گوشوارهها و گردنبندهايی كه به غنيمت گرفتهايم هديۀ شكرگزاری برای خداوند آوردهايم تا خداوند جانهای ما را حفظ كند.»
51موسی و العازار اين هديه را كه فرماندهان سپاه آورده بودند قبول كردند. وزن كل آن حدود دويست كيلوگرم بود.
52
53(سربازان غنايم خود را برای خودشان نگهداشته بودند.)
54موسی و العازار آن هديه را به خيمۀ عبادت بردند تا آن هديه در آنجا يادآور قوم اسرائيل در حضور خداوند باشد.