1به مسيحيان يادآوری كن كه مقامات دولتی و مملكتی را اطاعت و احترام نمايند و همواره آمادۀ انجام كار نيک باشند.
2به ايشان بگو كه دربارۀ هيچكس بدگويی نكنند، و از نزاع و دشمنی بپرهيزند و نسبت به همه بیآزار و مؤدب باشند.
3ما نيز زمانی نادان و ياغی و گمراه و اسير شهوتها و لذتهای ناپاک بوديم. زندگی ما پر بود از كينه و حسادت؛ همه از ما نفرت داشتند، ما نيز از همه متنفر بوديم.
4اما زمانی رسيد كه مهربانی و لطف نجات دهندۀ ما خدا آشكار شد،
5و ما را نجات داد. او نه بخاطر خوبی و پاكی ما، بلكه فقط در اثر رحمت و دلسوزی كه نسبت به ما داشت، ما را از گناهانمان شست و طاهر ساخت و بوسيلۀ روحالقدس، به ما تولدی تازه و حياتی نو بخشيد.
6در اثر كاری كه نجاتدهندۀ ما عيسی مسيح انجام داد، خدا روحالقدس را به فراوانی به ما عطا فرمود،
7تا به لطف عيسی مسيح، در پيشگاه خداوند بیگناه بحساب بياييم. اكنون میتوانيم در بركات زندگی جاويد شريک شده، با اشتياق در انتظار روزی باشيم كه بطور كامل از اين زندگی برخوردار خواهيم شد.
8اين مطالب همه درست و صحيح میباشند. از اينرو، میخواهم آنها را با تأكيد به مسيحيان گوشزد كنی، تا ايشان همواره به انجام اعمال نيكو بپردازند، زيرا اين امور برای همۀ انسانها خوب و مفيد است.
9بر سر مسايلی كه جوابی ندارند، بحث نكن. همچنين از جروبحث بر سر عقايد و قوانين و احكام مذهبی يهود نيز خودداری كن، زيرا اين بحثها نه فقط دردی را دوا نمیكند، بلكه به هر دو طرف نيز صدمه میزند.
10اگر كسی باعث ايجاد تفرقه و جدايی شود، يكی دوبار به او هشدار بده. پس از آن ديگر كاری با او نداشته باش،
11زيرا چنين شخص، منحرف شده و در گناه غوطهور است، و خودش نيز اين را میداند.
12در نظر دارم «آرتيماس» يا «تيخيكوس» را نزد تو بفرستم. هرگاه يكی از اين دو به آنجا رسيد، هرچه زودتر به «نيكوپوليس» نزد من بيا، زيرا تصميم دارم زمستان را در آنجا بگذرانم.
13تا حد امكان به «زيناس» و «اپلس» كمک كن تا به سفر خود ادامه دهند، و هر چه احتياج دارند برای ايشان تدارک ببين؛
14تا به اين ترتيب اعضای كليساهای ما ياد بگيرند كه در رفع نيازهای ضروری و انجام كارهای نيک كوشا باشند و زندگی خود را بیثمر سپری نكنند.
15همۀ دوستان من به تو سلام میرسانند. تو نيز به دوستان مسيحی ما در آنجا سلام برسان. فيض خداوند با همۀ شما باد.