1برادران عزيز، آرزوی قلبی و دعای من برای يهوديان اينست كه ايشان نجات يابند.
2من میدانم كه آنان در دل خود چه غيرت و احترامی برای خدا دارند، اما اين غيرت و احترام از روی درک و شناخت صحيح نيست.
3ايشان درک نمیكنند كه مسيح جانش را فدا كرده تا آنان را در حضور خدا بیگناه سازد. درعوض میكوشند تا با رعايت احكام و رسوم شريعت، به آن درجه از پاكی برسند كه در نظر خدا بیگناه جلوه كنند. اما اين آن راهی نيست كه خدا برای نجات انسانها در نظر گرفته است.
4ايشان متوجه نيستند كه عيسی مسيح همۀ كسانی را كه به او ايمان آورند، در نظر خدا پاک و بیگناه میسازد، يعنی همان چيزی كه ايشان سعی میكنند با رعايت شريعت و احكام بدست آورند. عيسی مسيح به همۀ اين راهها پايان بخشيده است.
5درباره بیگناه بحساب آمدن و آمرزش از راه شريعت، موسی فرمود كه شخص در صورتی ممكن است بخشيده شود و بیگناه بحساب آيد كه بتواند كاملاً خوب باشد و در سراسر زندگیاش در مقابل وسوسهها مقاومت كند و حتی يكبار هم گناه نكند.
6اما دربارۀ نجاتی كه بوسيلۀ ايمان بدست میآيد، گفته شده است: «نيازی نيست كه به آسمان صعود كنيد، و در آنجا مسيح را بيابيد و او را فرود آوريد تا به شما ياری دهد،»
7و همچنين «نيازی نيست كه به ميان مردگان برويد تا مسيح را زنده كنيد.»
8زيرا نجاتی كه از راه ايمان به مسيح بدست میآيد، به آسانی در دسترس هر يک از ما قرار دارد و به اندازۀ قلب و زبان خودمان، به ما نزديک است؛ ما نيز دربارۀ همين نجات موعظه میكنيم.
9درواقع، اگر انسان با زبان خود نزد ديگران اقرار كند كه عيسی مسيح خداوند اوست و در قلب خود نيز ايمان داشته باشد كه خدا او را پس از مرگ زنده كرد، نجات خواهد يافت.
10زيرا بوسيلۀ ايمان قلبی است كه شخص رضايت خدا را حاصل میكند؛ و بعد هنگامی كه در برابر ديگران ايمان خود را به زبان میآورد، نجات خود را تأييد مینمايد.
11كتاب آسمانی نيز میفرمايد كه هر كه به مسيح ايمان داشته باشد، هرگز نااميد نخواهد شد.
12در اين زمينه، يهود و غيريهود يكسانند، زيرا همه دارای يک خداوند هستند، خداوندی كه گنجينههای عظيم خود را در اختيار همۀ آنانی میگذارد كه طالب و تشنۀ او هستند.
13پس خداوند هركس را كه به او پناه ببرد، نجات خواهد داد.
14اما چگونه مردم به خداوند پناه آورند، درحاليكه به او ايمان ندارند؛ و چگونه ايمان بياورند، در حاليكه راجع به او چيزی نشنيدهاند؟ و چگونه بشنوند، اگر كسی مژدۀ انجيل را به ايشان اعلام نكند؟
15و چگونه بروند و اعلام كنند، اگر كسی ايشان را نفرستد؟ كتاب آسمانی در اين باره میفرمايد: «چه خوشقدمند آنانی كه مژدۀ «آشتی با خدا» را اعلام میكنند، و دربارۀ لطف و مهربانی خدا، خبرهای خوش میآورند!» به عبارت ديگر به كسانی كه برای اعلام مژدۀ انجيل میآيند، خوشامد میگويد!
16اما تمام كسانی كه اين مژده را میشنوند، آن را قبول نمیكنند. اشعيای نبی نيز میفرمايد: «خداوندا، چه كسی سخنان مرا باور كرد؟»
17با اينحال، ايمان از شنيدن مژدۀ انجيل بوجود میآيد.
18اما يهوديان چه؟ آيا ايشان اين مژده را نشنيدهاند؟ البته كه شنيدهاند! هر جا كه ايشان ساكن بودهاند، اين مژده نيز به آنجا رسيده است. بلی، اين خبر خوش در سراسر جهان موعظه شده است.
19آيا آنان میدانند كه اگر نجات خدا را نپذيرند، خدا ديگران را بجای ايشان نجات خواهد داد؟ بلی، میدانند! زيرا حتی در زمان موسی نيز خدا فرموده بود كه نجات خود را به مردمان بتپرست و نادان عطا خواهد كرد تا بلكه قوم او به غيرت بيايند و از خواب غفلت بيدار شوند.
20بعدها اشعيا با جسارت بيشتری گفت كه آنانی كه حتی در جستجوی خدا نبودند، او را يافتند، و خدا به كسانی كه او را طلب نمیكردند خود را ظاهر ساخت.
21با اينحال، آغوش خدا همواره به روی يهوديان باز است، اما ايشان سرسختی میكنند و حاضر به بازگشت نيستند.