1حال، ای برادران، میخواهم در خصوص عطايايی كه روحالقدس به هر يک از شما میبخشد، نكاتی بنويسم، زيرا میخواهم اين موضوع را بدقت درک كنيد و برداشت نادرست از آن نداشته باشيد.
2يقيناً به ياد داريد كه پيش از ايمان آوردن به خداوند، در ميان بتهايی كه قادر به سخن گفتن نبودند، سرگردان بوديد و از يک بت به بت ديگر پناه میبرديد.
3اما اكنون به كسانی برمیخوريد كه ادعا میكنند از جانب روح خدا برايتان پيغامی دارند. چگونه میتوان دانست كه آيا ايشان واقعاً از جانب خدا الهام يافتهاند، يا اينكه فريبكارند؟ راهش اينست: كسی كه تحت قدرت روح خدا سخن میگويد، هرگز نمیتواند عيسی را لعنت كند. هيچكس نيز نمیتواند با تمام وجود عيسی را خداوند بخواند، جز اينكه روحالقدس اين حقيقت را بر او آشكار ساخته باشد.
4گر چه عطايايی كه خدا به ما میبخشد گوناگون است، اما اصل و منشاء تمام آنها، روحالقدس است.
5با اينكه میتوان خدا را از راههای مختلف خدمت كرد، اما همه همان خداوند را خدمت میكنيم.
6خدا يكی است، اما به صورتهای مختلف در زندگی ما عمل میكند. او همان خداست كه در همۀ ما و بوسيلۀ ما كه از آن او هستيم، كار میكند.
7در واقع، روحالقدس بوسيلۀ هر يک از ما، قدرت خدا را جلوهگر میسازد، تا از اين راه كليسا را تقويت نمايد.
8روحالقدس به يک شخص عطای بيان حكمت میبخشد تا با ارائۀ راه حلهای حكيمانه ديگران را ياری نمايد؛ و به ديگری دانستن اسرار را عطا میكند.
9او به يكی ايمانی فوقالعاده عطا مینمايد، و به ديگری قدرت شفای بيماران را میبخشد.
10به بعضی قدرت انجام معجزات میدهد، به برخی ديگر عطای نبوت كردن. به يک نفر قدرت عطا میكند كه تشخيص دهد چه عطايی از جانب روح خداست و چه عطايی از جانب او نيست. باز ممكن است به يک شخص اين عطا را ببخشد كه بتواند به هنگام دعا به زبانهايی كه نياموخته است، سخن گويد، و به ديگری عطای ترجمۀ اين زبانها را بدهد.
11اما تمام اين عطايا از جانب يک روح، يعنی همان روحالقدس است، و اوست كه تصميم میگيرد به هركس چه عطايی ببخشد.
12بدن يكی است اما اعضای بسيار دارد. وقتی تمام اين اعضا كنار هم قرار میگيرند، بدن تشكيل میشود. «بدنِ» مسيح نيز همينطور است.
13هر يک از ما عضوی از بدن مسيح میباشيم. بعضی از ما يهودی هستيم و بعضی غيريهودی؛ بعضی غلام هستيم و بعضی آزاد. اما روحالقدس همۀ ما را كنار هم قرار داده و بصورت يک بدن درآورده است. درواقع ما بوسيلۀ يک روح، يعنی روحالقدس، در بدن مسيح تعميد گرفتهايم و خدا به همۀ ما، از همان روح عطا كرده است.
14بلی، بدن فقط دارای يک عضو نيست، بلكه اعضای گوناگون دارد.
15اگر روزی پا بگويد: «من چون دست نيستم، جزو بدن نمیباشم،» آيا اين گفته دليل میشود كه پا جزو بدن نباشد؟
16يا اگر گوش بگويد: «من چون چشم نيستم، جزو بدن به حساب نمیآيم،» چه پيش میآيد؟ آيا اين سخن، گوش را از ساير اعضای بدن جدا میكند؟
17فرض كنيد تمام بدن چشم بود! در آنصورت چگونه میتوانستيد بشنويد؟ يا تمام بدن گوش بود! چگونه میتوانستيد چيزی را بو كنيد؟
18اما خدا ما را به اينصورت خلق نكرده است. او برای بدن ما اعضای گوناگون ساخته و هر عضو را درست در همانجايی كه لازم میدانست، قرار داده است.
19اگر بدن فقط يک عضو میداشت، چقدر عجيب و غريب میشد!
20اما خدا بدن را از اعضای متعدد ساخت، ولی با وجود اين، بدن يكی است.
21چشم هرگز نمیتواند به دست بگويد: «من احتياجی به تو ندارم.» سر هم نمیتواند به پاها بگويد: «من نيازی به شما ندارم.»
22برعكس، بعضی از اعضا كه ضعيفترين و بیاهميتترين اعضا بنظر میرسند، در واقع بيش از سايرين مورد نياز میباشند.
23ما همچنين آن اعضايی را كه زشت و بیارزش به نظر میآيند، مورد مراقبت بيشتر قرار میدهيم و آنها را بدقت میپوشانيم.
24درحاليكه اعضای زيبای بدن ما، نياز به چنين توجهی ندارند. بنابراين، خدا اعضای بدن را طوری در كنار هم قرار داده است كه به اعضای بظاهر كم اهميت، احترام و توجه بيشتری شود؛
25تا به اين ترتيب در ميان اعضای بدن همآهنگی ايجاد شود و هر عضو همان قدر كه به خود علاقه و توجه دارد، به اعضای ديگر نيز علاقمند باشد.
26به اين ترتيب، اگر عضوی از بدن دچار دردی شود، تمام اعضای بدن با آن همدردی میكنند؛ و اگر افتخاری نصيب يک عضو گردد، تمام اعضا با او شادی مینمايند.
27مقصودم از اين سخنان اينست كه شما همگی با هم بدن مسيح هستيد، اما هر يک به تنهايی عضوی مستقل و ضروری در اين بدن میباشيد.
28بعضی از اعضاء كه خدا در كليسا يعنی در بدن مسيح قرار داده است، اينها هستند: رسولان، يعنی فرستادگان مسيح. انبياء، يعنی كسانی كه با الهام از خدا، پيغامی میآورند. معلمان، يعنی كسانی كه كلام خدا را به ديگران تعليم میدهند. كسانی كه معجزه میكنند. كسانی كه بيماران را شفا میدهند. كسانی كه عطای كمک به ديگران را دارند. كسانی كه عطای رهبری و هدايت مردم را دارند. كسانی كه عطای سخن گفتن به زبانهايی را دارند كه قبلاً نياموختهاند.
29آيا در كليسا همه رسول هستند؟ آيا همه نبی هستند؟ آيا همه معلمند؟ آيا همه میتوانند معجزه كنند؟
30آيا همه عطای شفا دارند؟ آيا همه عطای سخن گفتن به زبانها را دارند؟ يا همه عطای ترجمۀ اين زبانها را دارند؟
31نه، چنين نيست. پس تا آنجا كه میتوانيد، بكوشيد كه بهترين عطايا را دريافت كنيد. اما اجازه دهيد ابتدا راهی را به شما نشان دهم كه از تمام اين عطايا برتر است.