1از چه سبب قومها میشورند و ملتها به عبث تدبیر میکنند؟
2پادشاهان زمین به صف میشوند و فرمانروایان به مشورت مینشینند، بر ضد خداوند و بر ضد مسیح او؛
3که «بیایید بندهایشان بگسلیم و زنجیرهایشان از خود بیفکنیم.»
4آن که در آسمانها جلوس کرده، میخندد؛ خداوندگار ریشخندشان میکند.
5آنگاه در خشم خویش بدیشان سخن خواهد گفت، و به غضب خویش ایشان را هراسان خواهد ساخت.
6خواهد گفت: «من پادشاه خود را نصب کردهام، بر کوه مقدسم صَهیون».
7و حال، من حکم را بازمیگویم، خداوند مرا گفته است: «تو پسر من هستی؛ امروز من تو را مولود ساختهام.
8از من بخواه، که ملتها را میراث تو خواهم گردانید و کرانهای زمین را مُلک تو خواهم ساخت.
9به عصای آهنین ایشان را خواهی شکست و همچون کوزۀ کوزهگر خُردشان خواهی کرد.
10پس حال خردمند باشید، ای شاهان، و ادب شوید، ای فرمانداران جهان.
11خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز به وجد آیید.
12پسر را ببوسید، مبادا به خشم آید، و در راه هلاک شوید، زیرا خشم او به دمی افروخته میشود. خوشا به حال همۀ آنان که به او پناه میبرند.