1غزل داوود. خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا که در تو پناه جُستهام.
2خداوند را گفتم: «تویی خداوندگار من؛ جز تو مرا چیز نیکویی نیست!»
3و اما مقدسینی که بر زمینند، آنانند والامرتبگانی که همۀ خوشی من در ایشان است.
4غمهای کسانی که در پی خدایی دیگر میشتابند، بسیار خواهد شد؛ هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت و نامشان را بر زبان نخواهم آورد.
5خداوندا، تویی نصیبِ مقرر و پیالۀ من؛ تو سهم مرا نگاه میداری.
6حدود من به جاهای دلپذیر افتاده است؛ میراثی دلانگیز به من رسیده.
7خداوند را که به من مشورت میدهد، متبارک میخوانم؛ شبانگاه نیز دلم مرا تأدیب میکند.
8خداوند را همواره پیش روی خود میدارم. چون بر دست راست من است، جنبش نخواهم خورد.
9از این رو دلم شادمان است و تمام وجودم در وجد؛ پیکرم نیز در امنیت ساکن خواهد بود.
10زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد را ببیند.
11تو راه حیات را به من خواهی آموخت؛ در حضور تو کمال شادی است، و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد!